اسكندر بيگ تركمان
669
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
از آنجا كوچ كرده از معبر جولاه از آب ارس عبور نموده از دره درگذشته در محل مناسب رحل اقامت انداختند و منتظر بودند كه چون لشكر روم از آب ارس عبور نمايند با جمعى از مبارزان جنود اقبال كه در ركاب ظفر انتساب حاضر بودند دهنهء گريوه كه گذرگاه تنگست بمقابله و مقاتلهء خصم پردازند كه آن چه در تمشيت الهى بوده باشد بحيز ظهور آيد و مبارزان معسكر ظفر اثر كه فوج فوج بعزم دستبرد و زبانگيرى ميرفتند جمعى را گرفته ميآوردند از زبونى اسبان ايشان ظاهر ميشد كه عسرت و تنگى در ميانهء ايشان واقع است . بعد از چند روز قراولان معسكر همايون خبر معاودت او بجانب وان رسانيدند و جمعى كه از اردوى روميه كيفيت واقعه را چنين تقرير نمودند كه چون در محالى كه عبور روميه واقع شد آبادانى نبود از فقدان ذخيره عسرت و تنگى در ميان لشكر به حد كمال رسيده بود و طايفهء ينكچرى و قول پادشاهى بر سر خيمه سردار هجوم آورده گفتند كه تو خلاف قانون كردهء در قائم كونى پا بولايت دشمن [ 466 ] نهادى و در تمامى اسبان لشكريانرا از بىقوتى قوت و توان نمانده و پادشاه قزلباش عطفهء عنان كرده در آنطرف آب آماده رزم و پيكار است و با اين حال نه طاقت مقاومت داريم و نه قدرت اقامت جغال اغلى بعد از مشاوره قرارداد كه بجانب وان كه نزديكتر است رفته در آنجا طرح قشلاق اندازد و بقلاوزى احمد پاشا كوچ كرده از راه چورس و ماكو روانه شدند و چون آن راه ييلاق است و گريوهها را برف گرفته بود و زحمت بسيار و مشقت بيشمار بلشكر رسيده اسب و آدم بينهايت تلف شده و در كمال بدحالى و پريشانى بوان رسيده جغال اغلى با قاپو قولى در بلده و مواضع قشلاق نموده ساير لشكريان به اطراف و جوانب پراكنده شدند . اما امراء كردستان چنانچه عادت ذميمهء ايشان است كه هر دو طرف را ملاحظه مينمايند همگى در وان بجغال اغلى بازگشت نموده آثار انقياد بظهور ميآوردند بر خرد خردهدان معلوم است كه سردار غفلت شعار در اين آمد و رفت كارى نساخته بجز خسارت و نقصان سودى نكرد و توقف نمودن با او فوجى قليل در قلعه وان مقتضى عقل دورانديش نبود به مجرد اندك مسامحهء كه در عالم سپاهگيرى و ملاحظهء صرفهء كار از اينطرف بظهور آمده چند كوچ پس نشستند از نامعامله فهمى نخوت و غرورى كه داشت روى در افزايش نهاده حسابى از لشكر قزلباش نگرفته در قلعهء وان كه شش روزه راه تبريز است رحل اقامت انداخت . اما عاقبت از خواب غفلت برآمده ندامت آن كشيد شمهء از آن در طى حكايات و وقايع احوال سال آينده مرقوم كلك شرين مقال خواهد گشت انشاء الله تعالى . ذكر توجه رايات فيروزى آيات بصوب دار السلطنهء تبريز و قشلاق نمودن در آن بلدهء عطربيز و سوانح بهجت فزاى نشاط انگيز چون همواره مهام سعادت فرجام دولت روز افزون بدستيارى كاركنان عالم غيب سرانجام يافته و مييابد و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در جميع امر بدرگاه حضرت خالق الارض و السماء و